fa-IR

درام خانوادگی

در این دسته، همه داستان های فارسی منتشرشده برای این ژانر با ساختار کامل و قابل ایندکس نمایش داده می شوند. درام خانوادگی. 4 داستان ها.

4 داستان ها

داستان ها

4 داستان ها
01چاهی که برایم کند، خودش در آن ماندنرگس سینی استکان‌ها را روی میز باریک پاگرد گذاشت و همان لحظه فرشاد دستش را به طرف مردی با کت سرمه‌ای دراز کرد و گفت: «نه آقا، بالا فعلاً بسته‌ست. اسم شما اینجا تیک نخورده.» مرد وسط...درام خانوادگی02طعمه‌ای که برایم گذاشتند خودشان را گرفتدرِ عقبِ سمندِ سفید که باز شد، کامران عمو حتی نگذاشت لیلا کف کفش پاشنه‌کوتاهش را صاف روی جدول بگذارد؛ از آن سوی خط زردِ جلوی تالار گفت: «تو فعلاً برو کنارِ میز چای، اسم‌ها را با مس...درام خانوادگی03طعمه‌ای که خودش را گرفتلیلا برگه حواله را از دست راننده گرفت و هنوز مهرِ تر روی کاغذ برق می‌زد که کامران از بالای لبه بارانداز گفت: «امضا نکن. اول این پالت‌ها بره، بعد اسم تو میاد تهش.» صدای جک‌پالت روی...درام خانوادگی04طعمه‌ای که خودشان را گرفتنیلوفر پاکت‌های دعوت را از دست راننده می‌گرفت و اسم‌ها را با برگه‌ای که آن‌قدر تا و باز شده بود که لبه‌هایش سفید زده بود، جور می‌کرد که کامران از زیر سایه‌بان ورودی گفت: «شما همون‌...درام خانوادگی