fa-IR

پشیمانی

در این دسته، همه داستان های فارسی منتشرشده برای این ژانر با ساختار کامل و قابل ایندکس نمایش داده می شوند. پشیمانی. 5 داستان ها.

5 داستان ها

داستان ها

5 داستان ها
01بعد از بسته شدن در برگشتپیک شرکت جعبه باریک را روی لبه شلوغ کانتر گذاشت، کنار قبض نیمه‌تاخورده آب و خودکاری که از فشار انگشت، فرورفتگی کهنه روی بدنه‌اش مانده بود، و گفت: «خانم لیلا نوری؟ امضا.» لیلا دستش...پشیمانی02پشیمانی‌اش بی‌اجازه رسیددرِ شیشه‌ای دفتر را که بست، تلفنش روی لبه‌ی شلوغ پیشخوان لرزید و استکان چایِ مانده کنار موس‌پد حلقه‌ی کم‌رنگی روی چوب جا گذاشت. رها هنوز کارت شناسایی‌اش را از بند گردنش درنیاورده ب...پشیمانی03پیشنهادش در دست خودش ماندسینی چای از دست رها کمی کج شد و استکان‌ها به هم خوردند. خاله مهری بی‌آن‌که صدایش را پایین بیاورد گفت: «گفتم نیا وسط مجلس، دست‌وپات می‌لرزه. امشب شب حرف مردم نیست.» رها سینی را روی...پشیمانی04عذرخواهی‌اش به من نرسیدسینی چای در دست لیلا لرزید وقتی امیر توی چارچوب در مکث کرد؛ نه آن‌قدر داخل که مهمان حساب شود، نه آن‌قدر بیرون که غریبه بماند. خاله پروین از ته سالن، با صدایی که برای مجلس ختم زیادی...پشیمانی05وقتی برای انتخابش گذشته بودپیک موتوری کلید را روی نعلبکی کنار استکان گذاشت و گفت: «خانم نورا؟ گفتن فوری به دست خودتون برسه.» فلزِ سرد به چینی خورد و صدایی داد که از همهمه چایخانه برید. روی حلقه‌اش همان لکه آ...پشیمانی