fa-IR shelf
Hidden Identity
01اسمم را دوباره ثبت کردنددعوتنامه را از دست لیلا کشیدند و اسمش را با خودکار روی کارتهای «ورودی پشتی» نوشتند؛ همانجا کنار درِ آپارتمانِ بزرگِ طبقه نهم در سعادتآباد، نادر بدون اینکه صدایش را بالا ببرد گ...02اسمم را دوباره سر جایش زدندپری، سینی چای را از دست رها کشید و بیآنکه نگاهش کند گفت: «تو برو دم درِ اتاق خانمها، اسم مهمانها را تیک بزن. این سینی برای اهل مجلسه، نه برای تو.» بند کارت آویز رها از بس زیر م...03دفتر قدیمی بالاخره حرف زددفتر مهمان را آقای رهامی با دو انگشت بست و به زن پشت میز گفت: «اسمهای داخل سالن فقط همینها.» بعد با نوک خودکار، پایین صفحه، زیر خط اصلی، اضافه کرد: «لیلا سروش؛ همراه مریم.» همین...04ردی که جا گذاشته بودند برگشت«نه، اسمِ تو هنوز پشت شیشه بالا نرفته.» فرهاد با دو انگشت، برگه فهرست مهمانها را صاف کرد و همانطور که جلوی درِ نیمهباز سالن ایستاده بود، راه را با شانهاش بست. بوی چای دارچینی و...05رکورد قدیمی خودش حرف زدخاله پری سینی چای را از دست رها گرفت و بیآنکه نگاهش کند گفت: «نه عزیزم، اینها برای مهمانهای داخل پذیراییه. تو فعلاً همینجا کنار در بمون.» بعد همان سینی را برد جلوی دختری که از...