fa-IR shelf
Second Chance
01چاهی که برایم کند، خودش در آن ماند #2«خانم، گفتم بایستید.» آقای صادقی کارت شناسایی یاسمن را از روی پیشخوان برداشت و با دو انگشت، طوری نگهش داشت که انگار یک برگه اشتباه از لای پرونده بیرون کشیده. بعد رو به دختر پذیرش گ...02طعمهای که برایم گذاشت، خودش را بلعیددست مرد روی گیت رفت و بوق قرمز کشیده شد. کارت لیلا را بین دو انگشت گرفت، بندِ نخنما و چروکش را بالا آورد و جلوی چشم نگهبان تکان داد، انگار چیزی کثیف پیدا کرده باشد. گفت: «اسمش توی...03طعمهای که خودش را گرفت #3لیلا صادقی پالت را با نوک کفش ایمنی نگه داشت، درِ نیمهبالای بارانداز را با شانهاش سد کرد و هنوز نفسش جا نیفتاده بود که کاظم نادری چکلیست را جلوی صورتش تکان داد و گفت: «امضا کن و...04همان صحنه به خودش برگشت«خانم، شما از این راه نه.»05همان صحنه روی خودش برگشتکامران با نوک کفشش به چرخ جکپالت زد و گفت: «همین الان این پالت میره روی صورتجلسهی رعنا. حرکتش نده.»
لبهی باراندازِ دریافت بوی چوب خیس و گازوئیل میداد. وانتها توی صف دندهعق...